مراسم نوروز

نوشته شده در 10 سپتامبر 2020 / توسط فرهنگ سازان معاصر
نوروز
نوروز

نوروز یک جشن قدیمی و کهن است که از اقوام متعددی در منطقه به ارث مانده است،
که شناسنامه ایی ایرانی گرفته و نماد پیوند اقوام ایرانی شده است،
خاستگاه نوروز در ایران باستان و مناطق فلات ایران است .

نوروز اولین روز سال خورشیدی،یکم فروردین ،آغاز رستاخیز طبیعت، رویش باغ ها و زایش بوستان ها است،
که به اعتقاد ایرانیان همزمان با طبیعت باید زوگار نو را با نگرشی جدید در تن پوش تازه ایی آغاز کنند،
و این آغاز سال نو که یکی از کهن ترین جشن های دوران باستان ایران است را جشن می گیرند.

مردمان ایران، افغانستان،تاجیکستان،ازبکستان،ترکمنستان،پاکستان،گرجستان،قرقیزستان،قزاقستان،روسیه، سوریه، عراق،ترکیه،جمهوری آذربایجان،آلبانی، چین،هند کشورهایی هستند که در نوروز جشن برپا می کنند و تعطیل رسمی دارند.

این جشن سال نو همچنین یکی اعیاد مذهبی  و روز مقدس زردتشیان  و بهائیان نیز هست،
و با عنوان روز بین المللی نوروز در یونسکو به عنوان میراث فرهنگی و معنوی بشر ثبت جهانی شده است.

واژه نوروز

امروزه واژه نوروز در فارسی در دو معنی کاربرد دارد:

  • نوروز عام : روز برابری شب و روز و آغاز اعتدال بهاری و شروع سال نو
  • نوروز خاص: با نام روز خرداد روز ششم فروردین

ایرانیان آسیای میانه مانند خوارزمیان و سغدیان نورزو را نوسارجی و نوسارد، با معنی سال نو می نامیدند،
ایرانیان باستان نیز تاواسردا را به معنی سال نو می گفتند.

نوروز در زبان هایی لاتین، فارسی افغانی،فارسی تاجیکی، فارسی میانه و یا هند با تلفظ های متفاوتی گفته می شود.

زمان نوروز

برابری اعتدال بهاری، لحظه ایی که خورشید در ابتدای برج حمل از استوای زمین می گذرد و برابری شب و روز اتفاق می افتد،
در تقویم هجری خورشیدی، لحظه تحویل ساب شروع نخسین روز یا همان هرمز روز یا اورمزد روز ، از ماه فروردین است.

در کشورهای آسیای میانه چون تقویم میلادی رایج است،
نوروز  را به عنوان آغاز فصل بهار جشن می گیرند و آغاز سال نو محسوب نخواهد شد.

پیشینه

در برخی از روایت های تاریخی، آغاز نوروز در ایران را به۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کوروی بزرگ به بابل و به بابلیان نسبت می دهند،
همچنین در برخی روایت ها زردتشت را بنیان گذار نوروز می دانند.

در اسطوره ها

نمادی از نوروز زرتشیان در سنگ نگاره های  تخت جمشید دیده می شود،
شیر نماد خورشید و گاو نماد زمین است،
و در روز نخست نوروز شیر و گاو در حال نبرد برابر هستند.

در متون کهن ایران مانند شاهنامه و تاریخ طبری،برخی جمشید و برخی کیومرث را پایه گذار این جشن سال نو معرفی می کنند،
اسطوره هایی مانند سیاوش، کیخسرو، جمشید پیوندی نزدیک با نوروز دارند،
روز پیروزی جمشید بر دیوان روز نوروز است،
که دیوان نمادی از پلیدی هایی مانند تاریکی، سرما، خشونت و جهالت بودند.
عروج جمشید، کیخسرو نیز در این روز اتفاق افتاده،
وتفاسیر متفاوتی را دارد،
در این روز جمشید در جام جهان ننما جهان غیب را مشاهده می کند،
جام جهان نما همان جامی است که کیخسرو جای بیژن را در آن دید،
و رستم را در پی وی فرستاد.

در زمان هخامنشیان

از دوران هخامنشیان سنگ نوشته هایی به جا مانده که به طور مستقیم به نوروز اشاره نکرده است،
اما بررسی آنها نشان می دهد که هخامنشیان با جشن های نوروز آشنایی داشته اند.
کوروش بزرگ در ۵۳۸ سال قبل از میلاد، نوروز را جشن ملی اعلام کرده است،
دراین روز برنامه هایی مانند ترفیع سربازان، بخشش محکومان ، پاکسازی خانه های شخصی و مکان های همگانی اجرا می شد.
در زمان داریوش اول هخامنشی مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می شد،
و سکه ایی از جنس طلا ضرب نمود،
که در این سکه سربازی در حال تنیر اندازی دیده می شود،
گمان بر این است که به مناسبت سال ۴۱۶ قبل از میلاد باشد،
در هخامنشیان جشن نوروز از ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می شد.

در زمان اشکانیان و ساسانیان

در این دوران در طول سال جشن های متعددی برگزار می شده است،
که مهم ترین آنها نوروز و مهرگان بوده است،
این جشن سال نو در دوره ساسانیان در دو دوره نوروز کوچک و بزرگ برگزار می شده است،
نوروز کوچک یا نوروز عامه ۵ روز از اول فروردین تا پنجم فرودین و نوروز بزرگ از ششم یا همان خرداد روز که جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه را برپا می کردند،
طبقهایی از عامه مردم مانند روحانیون،اشراف، پیشه وران ،دهقانان در روزهای نوروز عامه بهدیدن شاه می رفتند،
و شاه با گوش دادن سخنان آنها دستوراتی را برای رفع مشکلات آن ها صادر می کرد،
از روز ششم دیگر نزدیکان شاه به دیدن وی می آمدند زیرا حق طبقات مختلف مردم را ادا کرده بود.

در زمان ساسانیان سال کبیسه رعایت نمی شد،
بنابراین هر ۴ سال یکبار یک نرووز یک روز از آغاز فروردین یا برج حمل عقب می ماند،
بنابراین نوروز همواره ثبات نبوده و در فصل های گوناگون برگزار می شد.

در زمان اشکانیان و ساسانیان

اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان در سال ۲۳۰ میلادی رم را شکست داده ،
و با درخواست وی و پذیرش از سوی سنای رم ، نوروز در قلمرو رم نیز معروف شد.

در دوران ساسانیان ۲۵ روز قبل از شروع فصل زیبای بهار و برج حمل،
انواع غلات مانند برنج،گندم،جو، نخود،ارزن، لوبیا را در دوزاده ستون از خشت خام می کاشتند،
و تا روز شانزدهم آن ها بر پا نگه می داشتند،
هر کدام از این گیاهان در ستون ها بیشتر بارور می شدند،
نشان از این بود که آن گیاه در آن سال محصول بهتری خواهد داشت،
در همین دوران رسم بوددر بامداد نوروز مردم به یکدیگر آب بپاشند.

از زمان هرمز اول نیز برپایی آتش در شب نوروز،
و سکه دادن به عنوان عیدی متداول و رسم شد.

نوروز پس از اسلام

به دلیل پیوند عمیق این جشن سال نو با آئین های ایرانی،تاریخ ایران و حافشه فرهنگی ایرانیان،
حتی با بی توجهی فرمانروایان و مخالفت اسلام گرایان،
بر خلاف برخی از جشن ها که به فراموشی سپرده شد،
نوروز توانست جایگاهش را به عنوان جشن ملی ایران حفظ کند.

می گویند عرب ها پایتخت شاهنشاهی ساسانی را در این روز  به تسخیر خود درآوردند،
و مالیات های سنگینی برای برگزاری جشن های مهرگان و نوروز وضع کردند،
خلفای امویه و عباسی نیز همین روش را ادامه دادند،
هر چند به مرور آن ها نیز در این جشن شرکت کردند و آن را گرامی داشتند.

پس از اسلام

در برخی نوشته ها از سده چهارم هجری در بغداد دیده می شود که،
مردم لباس نو می پوشیدند، سیب به یکدیگر سیب می دادند،
غذاهای ویژه ایی می پختند، زنان عطرهای ویژه نوروزی می خریدند.

در سلسه سامانیان،طاهریان و ال بویه این جشن سال نو با گستردگی بیشتری برگزار می شد،
در این دوره شاعران شعرهایی می سرودند و با آن به شاه  تبریک می گفتند،
بیهقی نوشته است که که مراسم با شکوهی برگزار می شده و از شکوه آن تعریف کرده است،
شاعرانی مانند منوچهری،فرخی،سعد سلمان زیباترین شعرها را در ستایش این جشن سال نو سروده اند.

پس از اسلام

در دوران سلجوقیان و دستور جلال الدین ملک شاه سلجوقی،
منجمان ایرانی مانند خیام تقویم ایرانی را بهبود داند،
یکم نوروز در یکم فروردین و آغاز بهار یعنی ورود آفتاب به برج حمل قرار گرفت و ثابت شد،
و به تقویم جلالی معروف شد،
و هر چهار سال یکبار وگاهی هم پنج سال یکبار تعداد روزهای سال به جای ۳۶۵ به ۳۶۶ روز و سال کبیسه در نظر گرفته شد.

شاه عباس صفوی این جشن سال نو  را  در سال ۱۵۹۷ میلادی در نقش جهان اصفهان برگزار کرد و آن را پایتخت ایران اعلام نمود،
از دیدگاه شیعه زور ظهور امام زمان نوروز است،
و در آئین تشیع روزی خجسته عنوان می شود و آین روز را گرامی می داند.

نوروز در زمان صفوی

در دوران صفویه این جشن سال نو  نماد و سمبل ملی و درباری بیشتری به خود گرفت،
هر چند در همه دوران تاریخ بر گزار می شده،
اما بعد از اسلام و در این دوره جلوه بیشتری پیدا کرد،
کتاب نوروزنامه به تالیف ملا محمد جعفر سبزواری به درخواست شاه سلطان حسین صفوی در این دوره تالیف شده است.

نوروز در دوران قاجار

در قاچار این جشن سال نو هر چه باشکوه تر دیده می شود،
مراسم اصلی سلام نوروزی  در سه بخش سلام عام تحویل،سلام عام تخت مرمر و سلام خاص سر در بود،
سلام عام نوروز در تخت مرمر واقع در کاخ گلستان و یک ساعت قبل از تحویل سال با دعوت طبقات مختلف از طرف رئیس تشریفات دربار علی خان ظهیر الدوله داماد شاه در یک روز قبل از نوروز، برگزار می شد.

در کتاب سفرنامه پولاک در ایران مراسم نوروز و سلام نوروزی به این شکل نوشته شده :
“بیست دقیقه پیش از تحویل سال شاه وارد می‌شود هنگام ورود به تالار یک خواجه و چند پیشخدمت به دنبال شاه هستند. او به طرف شاه نشینی که مخصوص او تهیه شده می‌رود.
چهارزانو روی فرش ابریشمین می‌نشیند و راحت و آسوده به پشتی تکیه می‌دهد در هنگامی که تنها چند دقیقه به حلول سال نو باقی است،
نظام العلما با محلول طلا بر کاسه‌ای چینی رقم سال نو و زیر آن آرزوی برکت را می‌نویسد،
اکنون دیگر منجمین علامت می‌دهند و توپ شلیک می‌شود و منجم‌باشی رسماً به اطلاع شاه می‌رساند که سال نو آغاز شده‌است،

در دوران قاجار

بلافاصله روحانیون حاضر و صاحب‌منصبان بانگ مبارک باد برمی‌دارند. از طرف مستوفی‌الممالک کیسه‌های متعدد از سکه‌های جدیدالضرب طلا و نقره تقدیم شاه می‌شود. شاه محتوی آن‌ها را روی یک سینی بزرگ نقره می‌ریزد آن‌ها را با هم مخلوط می‌کند و به هر یک از حاضران چندتایی از آن‌ها می‌دهد زیرا گرفتن سکه نو به هنگام تحویل سال میمنت دارد”

بعد از فروپاشی اتحاد جمایر شوروی جمهوری قرقیزستان وآذربایجان نوروز را جشن ملی خود اعلام کردند.
در سال های اخیر نوروز جهانگیر شده،
و در سال ۲۰۱۰ مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب ، اول فروردین معادل ۲۱ مارس را روز جهانی نوروز اعلام نمود.

این جشن سال نو  آدابی نیز دارد که در مقالات آینده به آن خواهید پرداخت.

 

 

بازگشت

تاریخ و تمدن 

برچسب ها : ،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *